اؤتورمک
اؤتورمک : تورکجه فارسجا
رها کردن
بدرقه کردن. گذرانیدن
انتقال دادن
رهاکردن
ول دادن
مرخص کردن
مشایعت کردن
همراهی کردن
گوزیدن
ازنظرانداختن
با ولع خوردن و بلعیدن
ازدست دادن (فرصت)
به خاطر آوردن
Multilingual Turkish Dictionary
رها کردن
بدرقه کردن. گذرانیدن
انتقال دادن
رهاکردن
ول دادن
مرخص کردن
مشایعت کردن
همراهی کردن
گوزیدن
ازنظرانداختن
با ولع خوردن و بلعیدن
ازدست دادن (فرصت)
به خاطر آوردن