Multilingual Turkish Dictionary

Azerbaijani

Azerbaijani
ÇÖLGƏ : Az Turkish Farsi

ا.زمین صاف و هموار. به صورت جلگه وارد زبان فارسی شده است

ÇÖLKƏ : Az Turkish Farsi

ا.منطقه. (گویش قرقیزی)

ÇÖLKƏ : Az Turkish Farsi

منطقه(گویش قرقیزی)

ÇÖLLƏMƏ : Az Turkish Farsi

ق.از راه میان بر

ÇÖLLƏŞMƏK : Az Turkish Farsi

مص.بایر شدن

ÇÖLLƏŞMƏK : Az Turkish Farsi

بایر شدن

ÇÖLLÜ : Az Turkish Farsi

ص.کشاورز. دهقان

ÇÖLLÜK : Az Turkish Farsi

ا.منطقة بیابانی. برهوت

ÇÖLLÜK : Az Turkish Farsi

منطقه بیابانی
برهوت

ÇÖLMƏ : Az Turkish Farsi

ا.چؤلمک

ÇÖLMƏK : Az Turkish Farsi

ا.دیزی. پیتی. ظرفی سفالی که در آن آبگوشت یا شوربا پزند. کماجدان. ظرف سفالی به شکل دیگ

ÇÖLMƏK DUVAQ : Az Turkish Farsi

ا.دیزی و سرپوش. قابلمة گلی و سرپوش

ÇÖLMƏK KABAB : Az Turkish Farsi

ا.کباب تابه

ÇÖMBƏLƏK : Az Turkish Farsi

ا.چومبلنتی

ÇÖMBƏLƏN : Az Turkish Farsi

ا.چومبلنتی

ÇÖMBƏLƏNTİ : Az Turkish Farsi

ا.چمباتمه زده. در حال چمباتمه. دنبلان. قارچ

ÇÖMBƏLƏTMƏK : Az Turkish Farsi

مص.سب.به زانو درآوردن. به زانو کشاندن

ÇÖMBƏLMƏK : Az Turkish Farsi

مص.چمباتمه زدن. به زانو نشستن. روی زانو نشستن. روی زانو نیم خیز شدن. طرز نشستن در توالت

ÇÖMBƏLMƏK : Az Turkish Farsi

چمباتمه زدن
به زانو نشستن
روی زانو نشستن
روی زانو نیم خیز شدن
طرز نشستن در توالت

ÇÖMÇƏ : Az Turkish Farsi

ا.قاشق. کفگیر کوچک. ملاقه. کفگیر. ظرف چوبی. پیمانه‎های مختلفی که برای کشیدن گندم و غلات مختلف، حتی برای کار با ملات ساختمانی مورد استفاده قرار می‌گیرند. به صورت چمچه وارد زبان فارسی شده است

ÇÖMÇƏ : Az Turkish Farsi

قاشق
کفگیر کوچک
ملاقه
کفگیر
ظرف چوبی
پیمانه های محتلفی که برای کشیدن گندم و غلات مختلف ، حتی برای کار با ملات ساختمانی مورد استفاده قرار می گیرند
به صورت چمچه وارد زبان فارسی شده است

ÇÖMÇƏ BALIĞI : Az Turkish Farsi

ا.مر.جاننوعی ماهی کوچک. کفچلیز

ÇÖMÇƏ QUYRUQ : Az Turkish Farsi

ا.مر.بچه قورباغه

ÇÖMÇƏ QUYRUQ : Az Turkish Farsi

بچه قورباغه

ÇÖMÇƏ XATIN : Az Turkish Farsi

ا.مر.لارو قورباغه (در مرحله‎ای که آبزی و شبیه ماهی است). مراسم باران خواهی. در برخی نقاط آزربایجان در هنگام برپایی آن، قاشقی چوبی را که بر سر آن پارچه‎ای پیچیده‌اند تا به یاد آورنده جنس مؤنث باشد و به شکل خاتونی جلوه نماید، در برابر شرکت کنندگان در این آیین سنتی می‌گیرند. عدّة زیادی از کودکان و نوجوانان در این مراسم شرکت می‌کنند و در حالی که به طور دسته جمعی حرکت می‌نمایند، اشعار باران خواهی سر می‌دهند. برخی نیز بر طبل و دهل می‌کوبند و گویا می‌خواهند اعلام عمومی‌ دهند و همه را به برپایی این مراسم متوجه نمایند.آنها خانه به خانه می‌گردند و از هر دری انعامی‌ می‌گیرند. معمولاً این انعام شامل وسائل مورد نیاز برای پخت یک آش است چرا که در پایان این مراسم قرار است با آن هدایا آش باران پخته شود. پس از این که برگزارکنندگان کار خود را در کوچه پس کوچه‎ها تمام نمودند، به یکی از بلندیهای اطراف می‌روند تا مشغول تهیة آش باران شوند.آش در دیگی پخته می‌شود و کودکان و نوجوانان مراسم چومچه خاتون گِرد آن حلقه می‌زنند و همه انتظار می‌کشند. انتظار این دسته شامل دو چیز می‌شود: اول این که آش باران بپزد و دوم و مهمتر اینکه باران ببارد چراکه اگر بارانی نبارد، هیچ کس لب به آن آش نمی‌زند وآش درون دیگ را از همان بلندی بر روی زمین می‌ریزند. امّا اگر بعد از ساعتها چشم دوختن کودکان معصوم به آسمان، باران بارید، همگی با شور و حال وصف ناپذیری از آن آش می‌خورند و پروردگار را شکر می‌کنند