Multilingual Turkish Dictionary

Azerbaijani

Azerbaijani
DUZAQ : Az Turkish Farsi

ا.دام. تله

DUZAQ : Az Turkish Farsi

دام
تله

DUZAQÇI : Az Turkish Farsi

ا.دامگذار. حیله گر

DUZAQÇI : Az Turkish Farsi

دامگذار
حیله گر

DUZAQLAMAQ : Az Turkish Farsi

مص.گیر انداختن

DUZAQLAMAQ : Az Turkish Farsi

گیر انداختن

DUZAQLANMAQ : Az Turkish Farsi

مص.گیر افتادن

DUZCUL : Az Turkish Farsi

ص.شور دوست (گیاه)

DUZÇU : Az Turkish Farsi

ا.نمک فروش. کارگر استخراج کنندة نمک

DUZÇU : Az Turkish Farsi

نمک فروش
کارگر استخراج کننده ی نمک

DUZDAQ : Az Turkish Farsi

ا.اسم مكان وجايي كه در آن روي سنگها به گله نمك مي‌پاشند. محل دادن نمک به احشام. نمکزار. معدن نمک

DUZDAŞ : Az Turkish Farsi

ا.مر.سنگ نمك كه در برخي مكانها به طور طبيعي وجود دارد و گلّه آن را ليس مي‌زند

DUZLADILMAQ : Az Turkish Farsi

مص.مف.به وسیلة کسی نمک زده شدن. نمک سود گردانیده شدن

DUZLAMA : Az Turkish Farsi

ا.مص.نمک زنی

DUZLAMA : Az Turkish Farsi

نمک زنی

DUZLAMAQ : Az Turkish Farsi

مص.نمک زدن. در نمک خواباندن. نمک سود کردن. نمک دادن به گله

DUZLAMAQ : Az Turkish Farsi

نمک زدن
در نمک خواباندن
نمک سود کردن
نمک دادن به گله

DUZLANDIRILMAQ : Az Turkish Farsi

مص.مف.به حالت نمک درآمدن. نمک زده شدن

DUZLANDIRMAQ : Az Turkish Farsi

مص.سب.نمک سود گردانیدن. شور گردانیدن. نمک زدن. شور انداختن

DUZLANMAQ : Az Turkish Farsi

مص.نمک سود شدن. در نمک خوابانیده شدن. لوس شدن. حرکات جلف درآوردن. نمک داده شدن به گله

DUZLANMAQ : Az Turkish Farsi

نمک سود شدن
در نمک خوابانیده شدن
لوس شدن
حرکات جلف در آوردن
نمک داده شدن به گله

DUZLAQ : Az Turkish Farsi

ا.نمكزار. محلی که به گله نمک می‌پاشند. معدن نمک. نمکدان

DUZLAQ : Az Turkish Farsi

نمکزار
محلی که به گله نمک می پاشند
معدن نمک
نمکدان

DUZLAQ ÇOĞANI : Az Turkish Farsi

ا.مر.گیااشنان. گیاهی است که در شوره‎زار می‌روید. چهارپایان آن را نخورند. از خاکستر آن شخار به دست می‌آید. ریشة آن را پس از خشک کردن نرم می‌کوبند و در شستن جامه به کار می‌برند. چوبک، اشنان یا آذربونیز می‌گویند

DUZLAŞDIRILMAQ : Az Turkish Farsi

مص.مف.توسط دیگری به نمک مبدّل شدن