Multilingual Turkish Dictionary

Azerbaijani

Azerbaijani
ӘNGƏRƏK : Az Turkish Farsi

ابیماری پنهان. (گویش اردبیل)

ӘNGƏZ ÜNGƏZ : Az Turkish Farsi

اچیزها و یا سخنان بی‎ارزش

ӘNGİ : Az Turkish Farsi

صپرگو

ӘNGİ QIZIŞMAQ : Az Turkish Farsi

مصپر چانگی کردن

ӘNGİBOŞ : Az Turkish Farsi

ا.صپرگو

ӘNGİL : Az Turkish Farsi

اچیزی که به دست می‌گیرند و علوفه و چیزهای دیگر را در داخل گونی می‌تپانند. تپه جک و زوپا نیز می‌گویند. (گویش اردبیل). چیز سر پایین

ӘNGİN : Az Turkish Farsi

صوسيع، پهناور. گشاده. باز. فراخ

ӘNGİNAR : Az Turkish Farsi

ا گیاکنگر فرنگی. خرشوف. ارده شاهی. آرتیشو. یکی از سبزیهای خوردنی. بوته‎ای است کوتاه و دارای برگهای سفید خاردار. ساقه و برگهای آن تلخ است. فقط گلها و شکوفه‎هایش خورده می‎شود. در اروپا خام و پختة آن را می‎خورند. دارای قند و نشاسته و املاح معدنی از قبیل منگنز و فسفر است. ویتامین A ,B دارد. در تحریک اشتها و تصفیة خون و تقویت سلولهای مغز و تقویت قلب سودمند است. مقدار کلسترول و اوره را هم پایین می‌آورد. (Cynara scolymus.com)

ӘNGİNİ YORMAQ : Az Turkish Farsi

مصپر چانگی کردن

ӘNGİNİN ALTINA SALMAQ : Az Turkish Farsi

مصزیر چانه انداختن. کسی را به پرحرفی گرفتن

ӘNGİNLİK : Az Turkish Farsi

مصپهناوری. گستردگی

ӘNGLƏMƏK : Az Turkish Farsi

مصداغ زدن یا علامت زدن بر حیوان به منظور شناخته شدن

ӘNGOV : Az Turkish Farsi

صپرحرف

ӘNGUŞ : Az Turkish Farsi

صناسزایی است در خوی

ӘNĞAL : Az Turkish Farsi

انوعی تیر که بزرگتر از تیر متعارف است و پیکان آن پهن و بزرگ و مخصوص شکار حیوانات وحشی است

ӘNİK : Az Turkish Farsi

ا.صتولة حیوان وحشی. تولة سگ. سگی که به تازگی به حد بلوغ و مردانگی رسیده باشد. (گویش خوی سگ جوان. سگ تازه به یک سالگی رسیده. وحشی. درنده. گوشتخوار

ӘNİN : Az Turkish Farsi

ا.[عر]ناله. زاری

ӘNİNƏ : Az Turkish Farsi

← ائنینه

ӘNİŞ : Az Turkish Farsi

قد← یئنیش

ӘNKƏRƏK : Az Turkish Farsi

ا جاننوعی مار سیاه رنگ و بسیار خطرناک به درازی 50 تا 60 سانتیمتر که در مناطق گرم و سنگی زندگی می‌کند. سرش تقریباً مثلثی است. (Vipera aspis)

ӘNKƏRƏK OTU : Az Turkish Farsi

ا.مرگیا)اخیون. هوه جوه. احیون. هواجوا. رأس الافعی. گل افعی. گیاهی است شبیه به گل گاوزبان، بیخ آن ستبر و سیاه رنگ، در طب قدیم برای دفع اخلاط سینه و معالجة مار و عقرب گزیدگی به کار می‌رفت. (Echium vulgare.bor)

ӘNKİZ : Az Turkish Farsi

امزرعه‎ای که حاصل آن تازه برداشته شده و خاشاک آن بر زمین مانده باشد

ӘNLƏMƏ : Az Turkish Farsi

ا.مصبهبودی

ӘNLƏMƏK : Az Turkish Farsi

مصبهتر شدن. بهبود یافتن

ӘNLİK : Az Turkish Farsi

اسرخاب. روژ