Multilingual Turkish Dictionary

تورکجه

تورکجه
هارایلاما : تورکجه فارسجا

ا.مص.جارزنی

هارایلاماق : تورکجه فارسجا

مص.صدا کردن. جار کشیدن. بانگ زدن. با صدای بلند کسی را صدا کردن. به کمک طلبیدن. استمداد خواستن

هارای هئشیر : تورکجه فارسجا

ا.های و هوی. سر و صدا

هارایینا چاتماق : تورکجه فارسجا

به کمک کسی رفتن. به داد کسی رسیدن

هاردا : تورکجه فارسجا

درکجا؟

هارین : تورکجه فارسجا

ص.خوشگذران. شکم سیر. سرکش. خیره سر. هار

هارینلاشماق : تورکجه فارسجا

مص.سرکش شدن

هارینلاماق : تورکجه فارسجا

مص.سرکش شدن

هارینلیق : تورکجه فارسجا

ا.خوشگذرانی. شکم سیری. سرکشی. خیره سری

هاساند : تورکجه فارسجا

ص.[فا.آسان]سهل

هاشاري : تورکجه فارسجا

ص.[عر.حشری]افراط گرا

هاف : تورکجه فارسجا

ا.جاننوعی پروانه که شبها به سوی نور سریع پرواز می‌کند و دارای خرطوم دراز است

هاف هاف : تورکجه فارسجا

عوعو سگ

هافلاماق : تورکجه فارسجا

مص.با گفتن هو دستها را گرم کردن. دستها را هو کردن

هافیلداماق : تورکجه فارسجا

مص.عوعو کردن. پارس کردن

هاقیشقا : تورکجه فارسجا

ا.ناققیشلی. (گویش خوی)

هالا هیرنا : تورکجه فارسجا

بگو و بخند

هالای : تورکجه فارسجا

ا.دایره. حلقه. سرگین گوسفندان که با دست گِرد و قلنبه می‌کنند و روی دیوار می‌زنند تا خشک شود و سپس آنها را به طور منظم می‌چینند. نوعی رقص آزربایجانی. هالای نامی کلی است و به رقصهایی اطلاق می‌شود که صرفاً با آواز و کف زدن همراهی می‌شوند. این آواز در مراحل اولیه به طور آشکاری لنکران و کمی‌ مایل به شمال این منطقه پا به عرضه ظهور نهاده است. این رقص دسته جمعی همراه با آواز بوده و گروه رقص کنندگان به شکل دایره قرار می‌گیرند. هالاي رقص ملي مشترك بين تركهاي تركيه، آذربايجان و جنوب ايران است.نشانگر مشخصات رقص معیشتی بود. «هالای» از محصول سخن می‌گوید، و القا کنندة زحمت فراوان و کار بلند مدت است. «هالای» در منطقة آستارا

هالای قورماق : تورکجه فارسجا

مص.حلقه زدن

هالایلاماق : تورکجه فارسجا

مص.دایره زدن. حلقه زدن. به شکل هالای رقصیدن

هالای وورماق : تورکجه فارسجا

مص.تشکیل دادن. پای کوفتن و رقصیدن دسته جمعی به شکل دایره

هاللا پوللا ائله‌مک : تورکجه فارسجا

بالا کشیدن. با حقه بازی از دست کسی چیزی را درآوردن

هالو : تورکجه فارسجا

ص.متفاآلوق

هاله : تورکجه فارسجا

ا.متفاآیلا

هالید بولود : تورکجه فارسجا

ا.آسلان پیسلان. (گویش چای هرزن)