Multilingual Turkish Dictionary

تورکجه

تورکجه
هند توْیوغو : تورکجه فارسجا

ا.هیندیشقا

هند خوْروزو : تورکجه فارسجا

ا.هیندیشقا

هند فولو : تورکجه فارسجا

ا.مر.گیاآغ نیلوفر

هند قارانقیلی : تورکجه فارسجا

ا.مر.گیاگل جعفری

هند قاوونو : تورکجه فارسجا

ا.مر.گیاهندوانه

هند قمیشی : تورکجه فارسجا

ا.مر.گیاگل اختر. مارزوان. خیزران. نوعی نی مغزدار و خوشرنگ، دارای ساقة راست و بلند، بلندیش تا 20 مترمی‌رسد. برگهایش دراز و شبیه به برگ خرما و ثمر آن به شکل خوشه، از شاخه‎های آن عصا و چوبدستی و نیزه درست می‌کنند

هند کرتنکله سی : تورکجه فارسجا

ا.مر.جاننوعی مارمولک که در دو طرف بدنش اعضایی چون چتر دارد

هند کنویری : تورکجه فارسجا

ا.مر.گیانوعی گیاه صنعتی که از برگهایش مادّه‎ای بی‎هوش کننده به دست می‌آید. (Cannabis indica)

هندمرله مک : تورکجه فارسجا

تحریک کردن. تشویق کردن

هندو : تورکجه فارسجا

ا.هندلی

هندوستان ایپک آغاجی : تورکجه فارسجا

ا.مر.گیاابریشم هندی

هندوستان تره اوْتو : تورکجه فارسجا

ا.مر.گیاسویا. دره هندی. گیاهی است دارای برگهای درشت و گلهای سفید یا بنفش، ساقه‎هایش پوشیده از تارهای سفید، بلندیش تا یک متر می‌رسد. دانه‎های به درشتی لوبیا و به رنگ زرد یا سرخ یا سفید و در غلافی شبیه به غلاف لوبیا جا دارد و دارای مواد غذایی بسیار مفید است. مقدار زیادی ویتامین B و فسفر و آهن و کلسیم دارد. پختة آن خورده می‌شود و روغن هم از آن می‌گیرند

هندوستان جویزی : تورکجه فارسجا

ا.مر.گیانوعی گیاه دو لپه‎ای شبیه به گردو که از آن ادویه به دست می‌آید. (Myristica fragraus) همچنین نوعی درخت به بزرگی 25 متر است که میوه‎ای شبیه پرتقال دارد. (Cocos nucifera)

هنده ور : تورکجه فارسجا

ا.اطراف. دور و بر. حول و حوش. حوالی. پیرامون

هندی : تورکجه فارسجا

ا.سرخپوستان آمریکا. بومیان آمریکا. هندی. اهل هندوستان. همچنین نام نوعی پرنده است که در قرن 15 از آمریکا به اروپا آورده شده و اهلی شده و گوشت آن خوردنی است. (Melegaris gallapava)

هندی بوغدا : تورکجه فارسجا

ا.مر.گیاگندم تاتاری. گندم هندی

هندیروه آغاجی : تورکجه فارسجا

ا.مر.گیابائل هندی. به وبایی

هنک : تورکجه فارسجا

ا.[عر]شوخی. هزل. بذله. خوشمزگی. غیرجدی

هنک لشمک : تورکجه فارسجا

مص.شوخی و مزاح کردن

هنکچی : تورکجه فارسجا

ص.بذله گو

هنگه جووه : تورکجه فارسجا

ا.آ.یکی از وسائل شخم زدن

هنیرتی : تورکجه فارسجا

ا.صدای نفس نفس. صدای تنفس. نجوا. نسیم. هوای بسیار گرم

هنیرلنمک : تورکجه فارسجا

مص.گرم شدن. دما گرفتن

هنیرله مک : تورکجه فارسجا

مص.گرم کردن

هنیرله مه : تورکجه فارسجا

ا.مص.گرمایش