Multilingual Turkish Dictionary

Azerbaijani

Azerbaijani
PӘS : Az Turkish Farsi

(1)
پس، بنا بر اين. پسكه (pәskә)
بس كه، از بس كه

PӘS : Az Turkish Farsi

(2)
عقب، پشت سر.
عقب افتاده، پست، زشت، پليد. پس انداز (pәs әndaz)
پول صرفه جويي در هزينه. پس بار (pәs bar)
باري كه بر روي بار ديگر گذاشته شود. پس بار وئرمَك (pәs bar vermәk)
كمك كردن در هنگام كوچ و بار.
تحريك كردن. پس بره‌ك (pәs bәrәk)
كسي كه در كمينگاه دوّم قرار گيرد؛ دزدي كه پشت سر دزد اوّلي حركت كند. پس قوْنداق (pәs qondaq)
پس قنداق، قسمت انتهايي قنداق تفنگ. پسليك (pәslik)
پستي، بدي و زشتي. پس كش (pәs kәş)
به عقب كشنده، ميخ چوبي كوچكي كه با آن قسمت پايين چادر را مي‌بندند. پسه (pәsә) = پسه‌له (pәsәlә)
پشت سر، پنهاني. پسه‌له‌ده بو ايشي گؤرمز. (اين كار را به صورت پنهاني انجام نخواهد داد.) پسه‌كي (pәsәki)
پسكي، خوشه چيني، دو باره چيدن ميوة درختان و محصولات ديگر. پسّه وورماق (pәssә vurmaq)
از پشت كسي به او تنه زدن، از روي شهوت خود را به ديگري ماليدن. پسين (pәsin)
عصر، بعد از ظهر. پسينه‌ليك (pәsinәlik)
عصرانه

PӘŞİZ : Az Turkish Farsi

: پول كم بها، سكّة مسي بسيار قديمي كه گويا يك شصتم درهم بوده است. (← پچ، پچيز)

PӘŞM : Az Turkish Farsi

: (ف)
پشم.
هيچ و پوچ، بي ارزش. پشمَك (pәşmәk)
نام گياهي كه معمولاً در شوره‌زار مي‌رويد.
پشمك، نام نوعي شيريني. پشمَكي (pәşmәki)
داراي پشم، پر از پشم. پشمي (pәşmi)
پشمي، پارچة پشمي.
نام نقشي از نقشهاي قالي. پشمينه (pәşminә)
گوسفند، حيوان پشمدار.
آنچه از پشم درست شود

PӘŞMAQ : Az Turkish Farsi

: كفش، دمپايي. (← باشماق)

PӘSӘNSӘMӘK : Az Turkish Farsi

: توجّه كردن، متوجه شدن

PӘT : Az Turkish Farsi

:
پته، مدرك، سند. (در قديم به معني پردة بكارت بوده است.)
زائده، ساقه و جوانة زائد درخت. پت ائدمك (pәt edmәk)
هرس كردن شاخه‌هاي اضافي درخت. پتَك (pәtәk)
كندوي زنبور عسل، موم عسل.
صبر و حوصله.
جوانة گياهان و درختان. پته (pәtә)
مدرك، ورقة جواز، پروانه، بليت. پتي يارا (pәti yara)
پتياره، اهريمني، زن اهريمن صفت. (بكارت از دست داده)

PӘTİ : Az Turkish Farsi

(3)
فرا گرفته، پوشيده و انبوه.
همه، همگي

PӘTİ : Az Turkish Farsi

(2)
برهنه، لخت

PӘTİ : Az Turkish Farsi

(1)
پتو

PӘTİL EDMӘK : Az Turkish Farsi

: لغو كردن، كنسل كردن. (فا)

PӘTӘL PURT : Az Turkish Farsi

: در اصل محرّف كلمة «پترسبورگ» (لنينگراد) است كه دوّمين شهر بزرگ شوروي محسوب مي‌گردد و اصطلاحاً به معني راه دور به كار مي‌رود

PUDAN : Az Turkish Farsi

: جاي چاشني تفنگهاي باروتي، محلّ چخماق. (اصل كلمه پودغان بوده)

PUF : Az Turkish Farsi

:
پف، بادي كه از دهان بر آيد.
تو خالي، پوشالي.
متورّم، باد كرده. پوفال (pufal)
پفالي، تو خالي، پر حجم و كم وزن. پوفييوز (pufiyuz)
آدم تو خالي، پفيوز، پست

PÜF : Az Turkish Farsi

: پف، فوت، عمل دميدن. پوفَك (püfәk)
تو خالي، پوشالي.
پفك، نام نوعي شيريني. پـوفـورمك (püfürmәk)
فوت كردن، دميدن

PUĞ : Az Turkish Farsi

: بخار. (← پوخ، پوخار)

PUK : Az Turkish Farsi

(1)
پك قليان، دود كردن سيگار و امثال آن.
صداي انفجار يا اشتعال آتش. پوكّولاماق (pukkulamaq)
پكيدن، منفجر شدن، يك مرتبه مشتعل شدن. پوك وورماق (puk vurmaq)
پك زدن، دود كردن سيگار و امثال آن

PUK : Az Turkish Farsi

(2)
طرف محدّب و بر جستة هر شئ، مانند ته تيشه كه براي كوبيدن از آن استفاده مي‌شود. (← بوك)

PÜK : Az Turkish Farsi

: پوك، تو خالي، پوچ. پـوكك (pükәk)
برشتة سبك و توخالي، برشتة نخود يا برنج.
پفك. پـوكه (pükkә)
پوكه، فشنگ خالي

PUL : Az Turkish Farsi

(2)
صداي فوران و جوشش آب از زمين. پول-پول (pul-pul)
صداي فوران آب. پولْق (pulq)
فوران و جوشش آب از زمين. پولقوم (pulqum)
حرارت، گرمي، شرجي هوا، حرارت آب. پولقومما (pulqumma)
حرارت، هواي شرجي، گرمي.
انبوه و فشردگي جمعيّت. پولوق (puluq)
فوران و جوشش آب از زمين. پولوقّا (puluqqa)
جوشش آب از زمين.
انبوه و فشرده. پولوق-پولوق (puluq-puluq)
صداي جوشش آب از زمين. پولوقّو (puluqqu)
آب چشمه. پولوقّولاماك (puluqqulamak)
فوران زدن، جوشش آب از زمين

PUL : Az Turkish Farsi

(1)
پول. (← پول) پولجوق (pulcuq) = پولچوق (pulçuq) = پولك (pulәk)
پولك، فلس

PÜL : Az Turkish Farsi

:
پول، اسكناس.
سرمايه، ثروت.
در قديم واحد مبلغي بوده كه معادل نصف شاهي (يك چهلم ريال) ارزش داشته است، پول خردة قديمي. پـولجوک (pülcük)
پولك، فلس. پـولسوز (pülsüz)
بي پول، تهيدست و بيچاره. پـولَك (pülәk)
پولك، زر دوزي. پـولَكي (pülәki)
پولكي، پول دوست.
پولك، زر دوزي. پـوللَنمَك (püllәnmәk)
پولدار شدن. پـوللو (püllü)
پولدار، ثروتمند. پـولوش (pülüş)
خرده‌هاي هر چيز. پـولوشوک (pülüşük)
خرده‌ها و تراشه‌هاي چوب و امثال آن. پـول-و-پالا (pül-o-pala)
پول و پله، «پول» و «پارا» هر دو از واحدهاي قديم پولي بوده‌اند. (اكنون هم در تركيه به پول «پارا» مي‌گويند.)

PULAD : Az Turkish Farsi

: فولاد

PULOV : Az Turkish Farsi

: پلو. (ريشة كلمه از پيل (جنبش) + اوو (آب) است؛ به اعتبار اينكه برنج، آب و محتويات پلو را با كفگير به هم مي‌زنند و تكان مي‌دهند.)

PULTUK : Az Turkish Farsi

: (فر) پلتيك، بلوف، لاف. پولتوكچو (pultukçu)
لاف زننده، بلوف زننده