Multilingual Turkish Dictionary

Azerbaijani

Azerbaijani
ILXI : Az Turkish Farsi

:
رمه، گلة اسب.
اسب بدون زين. (← ائل، ائلخي و يال3، يالخي)

İMAN : Az Turkish Farsi

: (ع)
ايمان، اعتقاد، باور ديني.
فكر و انديشه، احساس دروني. مال بير يئره گئدَر ، آما ايمان مينگ يئره. (مال به يك جا مي‌رود، امّا فكر انسان به هزار كس مشكوك است.) ايمانسيز (imansız)
بي ايمان، بي اعتقاد. ايمانلى (imanlı)
معتقد، متديّن و مذهبي

İMANLI : Az Turkish Farsi

: نام طايفه‌اي از ايلات دره‌شوري و كشكولي كه در اصل همان طايفة اينانلي بوده است

İMAQ : Az Turkish Farsi

= ايماخ (imax)
گلولة نخ يا پشم، هر چيز كروي شكل. (← يوم، يوماق) ايماخ كه‌وه‌ن (imax kәvәn)
نوعي بوتة خار دار كه در مناطق سردسيري مي‌رويد و دقيقاً به شكل نيمدايره است. (فا) (در اكثر ايلات قشقايي اين بوته را دومچوک مي‌گويند.)

İMӘCİ : Az Turkish Farsi

:
كمكي، امدادگر، كارگر افتخاري.
كمك، ياري، خود ياري. (ريشة كلمه از «ايمك1» (زحمت كشيدن) است.) ايمه‌جيليك (imәcilik)
عمل خود ياري، كمك رساني

İMİD : Az Turkish Farsi

: اميد، انتظار، آرزو. (ريشة كلمه از مصدر «اومماق» (انتظار داشتن) است. ← اوم، اومود و اومـود)

İMӘK : Az Turkish Farsi

(2)
چرت، خواب كوتاه.
توقّف، ايستادن. ايمكله‌مك (imәklәmәk)
چرت زدن.
توقّف كردن، ايستادن

İMӘK : Az Turkish Farsi

(1)
از مصدرهاي كمكي تركي كه به معني «بودن» است كه تنها فعل بي قانون تركي است. ياشار بيزده ايدي. (ياشار در خانة ما بود.)
موجوديّت، موجودي، مال و دارايي، دستمزد. (امَك = امگه‌مك در تركي قديم به معني زحمت كشيدن است. ← اَمَك) ايمكله‌مك (imәklәmәk)
راه افتادن كودك در سنين اوّليه، با چهار دست و پا راه رفتن كودك

İNӘ : Az Turkish Farsi

: سوزن. (← اينگه) اينه‌له‌مَك (inәlәmәk)
احساس فرو رفتن خار در بدن.
آمپول زدن

İN : Az Turkish Farsi

: فعل امر از مصدر «اينمك» (پياده شدن) (← ائن 2) اينيق (iniq) = اينيك (inik)
سر فرود آمده، تعظيم كنان.
شيب، سرازيري

İNAN : Az Turkish Farsi

: فعل امر از مصدر «اينانماق» (باور كردن) اينانديرماق (inandırmaq)
باورانيدن، معتقد ساختن. اينانماق (inanmaq)
باور كردن، اعتقاد داشتن. اينانمالى (inanmalı)
باور كردني، قابل قبول. اينانمايان (inanmayan)
بي اعتقاد، كسي كه باور نكند

INAN : Az Turkish Farsi

: از پسوندهاست به معني «با». بولوت ياشارينان گلدي. (بولوت با ياشار آمد.)

İNANLI : Az Turkish Farsi

: اينالّو، نام طايفه‌اي از ايل خمسه كه در ايلات كشكولي و دره‌شوري به «ايمانلي» مشهور است

İNC : Az Turkish Farsi

:
فعل امر از مصدر «اينجمَك» (له و كوبيده كردن)
له و كوبيده شده، خرد و خمير شده. اينجمك (incmәk)
دلخور كردن، ناراحت كردن.
له، كوبيده و ريز ريز كردن. اينجي (inci)
مرواريد، در، مرجان، دانه‌هاي ريز داخل صدف. اينجيتمَك (incitmәk)
آزردن، رنجاندن. اينجيديلمَك (incidilmәk)
آزرده شدن، اذيّت شدن. اينجير (incir)
انجير، ميوه‌اي كه درون آن دانه‌هاي ريز ريز باشد. اينجيشمَك (incişmәk)
از همديگر آزرده شدن. اينجيف (incif)
مرواريد. اينجيل (incil)
انجير. (درون انجير دانه‌هاي ريز ريز است.) اينجيلمَك (incilmәk)
له و كوبيده شدن. اينجيلي (incili)
له و كوبيده.
رنجيده، ناراحت. اينجيمَك (incimәk)
آزرده شدن، دلخور شدن. اينجينمَك (incinmәk)
مثل دُر شدن، زيبا شدن

İNÇ : Az Turkish Farsi

: تلفّظي از «اينج» (كوچك، ريز) (اين كلمه به تنهايي كار برد ندارد. ← اينج) اينچَلمَك (inçәlmәk)
باريك شدن.
ضعيف تر و لاغر تر شدن.
التماس كردن و خود را حقير و كوچك نشان دادن. اينچه (inçә)
باريك و ظريف.
لاغر و ضعيف. اينچه بوْي (inçә boy) = اينچه بوْيلو (inçә boylu)
باريك اندام. اينچه تپ (inçә tәp)
رشتة باريكي كه در بين پودهاي قالي بافته مي‌شود. اينچه رَگ (inçә rәg)
رگ باريك، مجازاً به معني نقطه ضعف. اينچه‌ليك (inçәlik)
باريكي، نازكي.
لاغري، ضعيفي

İNDİ : Az Turkish Farsi

= اينّي (inni)
هم اكنون، حالا. ايندي–ايندي (indi-indi)
همين حالا.
حالا حالاها، به اين زوديها. اينديجه (indicә)
همين الان، همين حالا. اينديدَن (indidәn) = اينديدَن بئله (indidәn belә)
از اين لحظه، از حالا به بعد، از اين به بعد. اينديكي (indiki)
كنوني، حالايي، امروزي. اينديلَر (indilәr)
حالا حالاها، به اين زوديها. اينديليك (indilik)
متعلّق به حالا، در حال حاضر. ايندي‌ينچه (indiyәnçә)
تا كنون، تا به حال

INFIRIQ : Az Turkish Farsi

: آب بيني. (فا)

İNGӘ : Az Turkish Farsi

:
سوزن، سوزن خيّاطي.
آمپول. اينگه-اينگه ائدمَك (ingә-ikgә edmәk)
احساس خارش و درد در بدن. اينگه‌له‌مك (ingәlәmәk)
احساس فرو رفتن خار يا سوزن در بدن، مور مور كردن بدن.
آمپول زدن. اينگه باشيچا (ingә başıça)
به اندازة سر سوزن، به مقدار خيلي كم

İNG : Az Turkish Farsi

: صداي وِز وِز، صداي ناله و زاري، صداي گرية زير. اينگيلَشمَك (ingilәşmәk)
به صورت دسته جمعي ناليدن و زاري كردن. اينگيله‌مَك (ingilәmәk)
ناليدن، زاريدن، آه و زاري كردن.
صداي رعد از دور به گوش رسيدن

INGAR : Az Turkish Farsi

: انگار، مثل اينكه

İNGİR-MİNGİR : Az Turkish Farsi

: نكير و منكر. (← اينكير-مينكير)

İNGӘR : Az Turkish Farsi

: انگار، گويي، مثل اينكه

İNӘK : Az Turkish Farsi

: گاو ماده، ماده گاو شيرده

INKAR : Az Turkish Farsi

:
انكار، قبول نكردن.
آزردگي، دلخوري. اينكار اوْلماق (ınkar olmaq)
آزرده شدن، دلخور شدن. اينكار لـيق (ınkarlıq)
ناراحتي و دلخوري

İNKİR-MİNKİR : Az Turkish Farsi

:
نكير و منكر كه در روز قيامت از هر كس در مورد اعمالش مي‌پرسند.
تمام موجودات، هر آنچه هست. اينكيردن-مينكيره (inkirdәn-minkirә)
از هر چه كه هست